Maziar Aptin
Saturday, February 7, 2026
چکیده ئی در باره حزب کمونیست ایرانی۰
Wednesday, February 7, 2024
Why Does NATO Still Exist?
By Maziar Aptin, February 7, 2024
In brief, NATO was created by 12 countries from Europe and North
America on April 4, 1949. The purpose of creating this military alliance
was to counter the Soviet Union and to contain communism.
In response, the Soviet Union created the Warsaw Pact.
On December 26, 1991, the Soviet Union was dismantled, and all
members of the Warsaw Pact declared independence and
Consequently the Warsaw Pact was disintegrated.
As we can see, the creation of NATO was a military alliance against
the Soviet Union. Now, if the Soviet Union no longer exists, then
NATO should be dismantled as well; but unfortunately, with the
leadership of the United States, since 1991 NATO has been
expanding.
My question is: Why is there a need for NATO to begin with!
After the fall of the Soviet Union, the West rightfully built friendly
relationships with former Warsaw Pact members such as Poland,
Czech Republic, the Balkan countries, and the rest, except with
Russia.
In my opinion, the existence of NATO is tied to the power of “the
military industrial complex” (the phrase President Eisenhower had
coined).
If there is no conflict in the world, the war material-producing
companies will go out of business. As such, NATO’s existence makes
sense for those companies, but not for the victims or the rest of the
world's citizens, or for humanity.
Monday, December 30, 2019
Monday, August 20, 2018
Monday, May 29, 2017
Thursday, March 9, 2017
Updated May 2017
خُدا را چه کسی ودرچه زمانی آفرید؟
باستان شناسان تا پیش ازاِختراعِ خَت «خط» تنها ازراهِ بررسیِ فوسیل میتوانِستند چگونگیِ زندگیِ گُزشتگان را بَررسی و نتیجه گیری کُنند۰ولی شوربَختانه، فُسیل نمیتواند نِشان دِهد که در مَغزِانسانهای دَه، بیست، ویا پَجاه هزارسالِ پیش چه میگُزشته
نامِ مَلِوانِ سومری «زیئوسودِرا» و نامِ مَلِوانِ تورات «نوح» نام بُرده شُده
۰۰
فَرهنگِ سومِریها؛
گواینکه سومِریها دارای ملیونها خُدا بوده اند ولی دردَهها هزارلوهه های بِدست آمده نود درسدِ نوشتارها دربارهِ کارها وقوانینِ روزمَرهِ غیرِمزهبی میباشد۰
این نِشان میدهد که درفَرهنگِ سومری مزهب رُلِ بُزُرگی نداشته است۰
باستان شناسان معتقِدند سومریها چادُر نِشینانی بودند که یا درکرانهِ خلیجِ پارس میزیستند ویا دردامنهِ کوه های زاگرُس۰آنان درحدود چهارهزار سال پیش از میلاد به «میان دورود» یورِش آورده و شهروندانِ پیشرفتهِ آنجارا که آمیخته ئی از ایرانی و سامی تبار بوده اند شکست داده وبرروی تمدُنِ آنها تمدنِ پیشرفته تری را بُنیان گُزاردند۰
ازتَندیس های ساخته شُده از؛ زَر،سیم،و بُرونزاینگونه پیداست که سومِری ها از نِژادِ هِند واُروپائی بوده اند با موی سَرِ مِشکی۰ آنها خودرا سیاه سَران مینامیدند
تا میانه های سَدهِ بیستُم، مَردُمِ جهان میپِنداشتند که بابِلی ها پایه گُزارِ قانون درجهان بوده اند و پادشاهِ بابِل همورابی را مُخترعِ قانون نام میبُردند۰
ولی پَس ازتَرجمهِ بِسیاری ازاَلواحِ سومِری، روشن شُد که هزارهاسال پیش از همورابی سومِریها دارای قوانینِ بسیارگُسترده درزمینه های جُنه، جِنائی، مَدَنی، ومُعاملاتِ بازرگانی بوده اند۰
بَرخی ازقوانینِ سومِریها ی ۳۵۰۰ سال پیش ازمیلاد بَرتری داشته است نِسبت به قوانینِ پیشرَفته ترین کِشورهای اِمروزی جهان۰
آنها سَخت مُواظبِ شهروندانِ ناتوانِ خود بوده اند۰برای نمونه اگر فروشنده ئی، دربازار سَرِ خریداری را کُلاه میگُزاشت وآن خریدار به دادگاه شِکایت کرده وثابِت مینمود که فروشنده تغلُب کرده، دادگاه دستورمیداده که فروشنده، علاوه بَر جُبرانِ خِسارت، مثلان یک «شِکِل» جَریمه به خریدار بدهد۰وحال اگر خریداریک زَنِ بیوه بوده باشد، جَریمه دو شِکِل و چنانچه آن زن دارای بچهِ یتیم نیزبوده باشد،جریمه سه برابرمیگردید۰
سومِریها دارای دودادگاه بودند۰
۱ـ دادگاهِ محلی«پائین» که ازاهالی شهربودند وبوسیلهِ مَردُمِ شهر اِنتخاب میشُدند و به شکایاتِ جُزئی رسیدگی میکردند۰
۲ـ دادگاهِ «عالی» ،که از میانِ پیرمردان وفرهیختگان بوسیله مردُم انتخاب میشُدند وبه کارهای رَدهِ بالاتررسیدگی میکردند۰۰
بَرده داری دَرسومِرآزاد بود ولی قانون حقوقِ آنان را محفوظ نگاه میداشت۰
برای نمونه؛نیازمندان میتوانستند فَرزندویافرزندانِ خودرا به ثِروتمندان، که نیاز به کارگرداشتند،بفروشند وپس ازچَندی که پول بدست آوردند بچه را برابرِ قانون بازخرید کُنند
کوچ کردنِ سومِریها به خاوَر:
امپراتوریِ سومِردرحدودِ ۳۵۰۰سال پیش ازمیلاد بنیان گِرِفت وچندین هِزارسال تنها اَبَرقُدرَتِ جهانِ آن روزها بوده است۰آنها درکرانه های رودِ فرات میزیستند۰درکرانهِ های رودِ دَجله چادُرنِشینانِ سامی نِژاد زندگی میکردند که روزانه برای پیدا کردنِ کاربه شهرهای سومرمیرفتند۰این کارگران شهروندانِ درجهِ دوم بشُمار میآمدند وحق آموختنِ نوشتن وخواندن را نداشتند۰
دَرآغاز،همسایگانِ سومرهمگی چادُرنِشین بودند ولی رَفته رَفته،با بهره بُردن از فَرهنگِ سومِر کِشورهای ایلام درخاوَر،آکاد وسِپس بابِل در شمال به وُجود آمدند۰
سومِریها با دورترین سرزمینها مانندِ مِصر واِتوپیا داد وسِتد داشتند، ولی از وجودِ سرزمینهای اُروپائی آگاهی نداشتند
۰
مانندِ هَمهِ اِمپراتوری ها، سومِرآهسته آهسته به زَوال رفت۰برای نمونه دردورانِ پادشاهیِ «دَموزی» ایلام، کِشورِ خاوریِ سومِرکه بدیدهِ سومِریها وحشی بشمار میآمدند،به سُومِر یورش آورده، پَس از کُشتارِ بِسیار، معابِد آنان را خراب کردند۰
هَرچه کِشورهای ایلام درخاوروآکاد،وسِپس بابِل درشمال توانا ترمیشُدند سومِر نا توان تر میشُد
۰
قوانین سَختِ سومریها برعلیهِ شهروندانِ سامی نِژاد آهسته آهِسته نَرمترشد تا اینکه نه تنها شهروندانِ دَرِجهِ دوم میتوانِستند خواندن و نوشتن بیآموزند بلکه اِزدواجِ با آنها نیز آزاد گردید، به گونه ئیکه درسالهای ۱۷۵۰پیش از میلاد پادشاهِ سومِرمادَرَش آکادی بوده واین پادشاه دَستورداد که الِفبای سومِری درزبانِ آکادی پیاده شود وچون اوبا آکادیهاروابط بِسیارنَزدیک برقرارنموده بود سبب نیرومند شدنِ آکاد وآغازِ ناتوان شُدنِ سُومِر گردید۰
پَس ازچندی اِیلامی ها نیز الفبای سومِری را درزبانِ خود پیاده کردند
***۰
سَدها سال بعد که ایلام به اِمپراتوریِ پارس پیوست،کوروشِ بُزرگ اززبان والفبای آنان برای تماس با همسایگان اِستفاده مینمود
۰
پس ازسالهای۱۵۰۰پیش ازمیلاد سومِرمقامِ ابَر قُدرتیِ خودرا از دست داد۰ازسالهای ۱۴۰۰پیش ازمیلاد آب وهوای منطقه به دِگرگونی کشید به گونه ئی که درسالهای ۱۳۵۰سومِریها به کُلی آن سرزمین که هرسال بَخشی از آن زیرِ توفانِ شِن دَفن میگردید را تَرک کرده و، به گُفتهِ یک باستان شناسِ اِنگلیسی به نامِ«دَاونی»، به سوی خاورکوچ کرده و به پِسرعموهای ایرانیِ خود پیوستند
۰
بدیدهِ من کوچ کردنِ سومِری ها به فلاتِ ایران آغازِمخلوت شُدنِ دوفَرهنگِ برجِسته بوده است۰
ریشهِ واژهِ «اِنسان» درزبانِ پارسی، بدیدهِ من،از« پدرخُدای» سومری میباشد وهمچنین واژهِ «ننه» به چَمِ مادر که درهمهِ دایالُک های زبانهای ایرانی بکار بُرده میشود۰
با مَخلوت شُدنِ دو فَرهنگ، ملیونها خُدای سومِری مُردند وخُدایانِ ایرانی جای آنهاراگرفتند۰برجَسته ترین خدای ایرانیان «زُروان»بود۰
زُروان دو پِسرِ دوقُلو داشت به نامهای «اورمُزد» که خُدای صُلح،دوستی،راستی،و همهِ نیکی ها بود و«اَهریمن» که خُدای دروغ، کژی،جَنگ،ودیگر نا بسامانیها بود۰
ایرانیها، به مُرورِ زمان،خُدایانِ دیگری هم یافتند مانندِ میترا، آناهیتا،و«دیواها»۰این دیواها که از سوی دُشمنانشان هیولا تَلقی شُده بودند دراصل خُدایان بودند وریشه واژه اززبان لاتین که همان «دیتی» است میباشد۰
حال میدانیم که زُروان، اُرمُزد،اَهریمَن،میترا،آناهیتا،وهمهِ دیواها مُردند۰
دَرسرزمینهای دیگرمانند یونان؛«زِئوس»،نیرومندترین خُدا مُرد،دو برادرهایش «پوسیدُن»و«هادِس»هم مردند، دُختَرَش «آتینا»هم مُرد۰وهمچنین دیگر خُدانِ یونان مانندِ آپالو،هِرا،دیونوس،نایکی،و دیگران همگی مُردند۰دَه ها خدایانِ رومی ها نیز سَر به نیست شُدند ولی تا کنون هیچ کِشورویا تیره ئی ازبازماندگانِ آن مِختَرعانِ آن خُدایان که با کُشت و کُشتار هایشان د ُنیا را پُرازآشوب کرده وزندگی را بَر مردمِ جهان تَلخ و دُشوار نموده اند مَسعولیت به گردن نگِرفتند و تنها به «مِتولوژی» بودنِ آن اعتراف کردند۰
اکنون تنها دو خُدا«یهوه والله» بجای مانده اند که باید کُشته شوند تا مَردُمِ جهان بتوانند درصُلح و آشتی زِندگی کنند۰
خُدادَرهیچ کُجا وجود ندارد مگردرمغزِانسانها. اگرهمهِ مردمِ جهان اِمروز بمیرند، خُدا نیزخواهد مُرد۰
اگرپُرسشی دربارهِ فَرهنگِ سومِری ها دارید خواهشمندم درمیان گُزارید، تا آنجا که میدانم، پاسُخ خواهم داد
۰۰
Monday, August 1, 2016
UPDATED jANUARY 17, 2019
نامه ی سَرگُشاده به بهائیانِ جهان:
وهمچنین؛
دورانِ کودکیِ هرانسانی باید شیرین ترین دورانِ زندگیِ اوباشد۰ولی سَد ها هزار بچه های بهائی درسخت ترین دورانِ کودکی و نوجوانی بسربُردند۰ ازآن بد تر،هزاران بهائی جانِ خود وسدها هزاردارائی وهستیِ خودرا ازدَست دادند، همه به خاتِرِ یِک مُشت دروغ۰
به دیدهِ من، بها الله که مردی با سواد وبسیار فَرهیخته بوده، میدانسته که مسئلهِ الله و دوازده اِمامت دروغی بیش نبوده۰ولی درجائی مانندِ کِشورِ شیعه مزهبِ ایران اِدعای «اِمامِ دوازده» بودن نمودن تنها راهِ رسیدن به قُدرت بوده۰
او نه تنها حقیقت را از پیروانِ خود پنهان میداشته بلکه آنهارا گوسفندانِ خود «کودن ترین جانِوران» نامیده واَرزشِ چندانی برای آنان قائل نبود؛ «کورشوتا جمالم بینی، کرشو تا تنها گُفتارِمرا شنوی»
دَر دیانتِ بهائی «الله» مُهمترین نقطهِ عطف میباشد؛ همهِ مُناجاتها با «هوالله» به چَمِ «اوست الله» آغاز میگردند، درودِ بهائیان «الله ابهی» است، به بهائیان توسیه شُده است که پس از نماز وخواندنِ مُناجات ۹۵ بار بگویند «الله وابهی»، بهائیانِ دورانِ پدرومادرِ من از یکدیگر سِبقت میجُستند که نام پِسرانشان با الله خطم شود مانند اِحسان الله،عزت الله، عطا الله، انوارالله و مانند آن.
حال که تَرجُمهِ قُرآن که دردسترسِ همهِ مَردمِ جهان میباشد وبه گُفتهِ محمد نوشتهِ الله است که بها الله نیز بر آن مُهر صِحت گُزارده،همانگونه که درآیه های بالا به خوبی دیده میشود الله نمیتواند خُدا باشد
۰در نتیجه همهِ اِین ساختگیها دُکانیست برای قُدرت طلبانِ بسیار باهوش و زیرَک
نَوَدو پَنج بار بگو ئید«الله ابهی»! آخَرچرا؟ بجُز کُنترول، و پَروَرِشِ گوسپند نتیجهِ دیگری دارد؟!
زمانیکه نوجوان بودم از یک «مُبلِغِ» بهائی پُرسیدم که چرا «حضرتِ بها الله» دستوراتِ خَشِنِ «حضرتِ محمد» را مورِدِ تائید قراردادند و دینِ خودرا بَر پایهِ اِسلامِ خَشِن پایه گُزاری کردند؟ ایشان پاسُخ دادند ؛ دَر آن زمان آنچنان اِقتضاع میکَرد؛۰
گواینکه پاسُخِ او مرا قانع نَنمود ولی در آن سنینِ نو جوانی دانِشِ آنرا نداشتم که بیش از آن اورا به پُرسِش کِشم۰
اکنونکه درسنینِ کُهُلت به دروغ بودنِ اِسلامِ وداستانِ ساختگیِ اِمامتِ «عثنی عَشری» پی بُردم پُرسِشِ من از همهِ «مُبلغانِ بهائی» اینست؛
کُشتنِ اِنسانها، غارَت،تجاوزِناموسی به زنان و پِسرانِ خُردسال، آتش زدن،بَرده گیری وبرده فروشی نه تنها در هیچ زمانی قابِلِ توجیه نیست، بلکه درهرجامعه ئی جنایت به حِساب می آید و مُرتکبین باید دردادگاه پاسُخگوباشند۰.
درهیچ زمانی، چه در۱۴۰۰ پیش، چه ۱۵۰سال پیش، و چه اِمروز، به ویژه توسطِ «پیامبرِ۵۰ سالهِ » عاشِق دُختر بچهِ ۶ ساله شُدن ودر۹سالگی به عُنوانِ اِزدواج به این بچه تجاوزکردن یک بیماری روانی است وجنایتی است که لَرزه به تن می اندازد۰
چرا «حضرتِ بها الله» چنین راه زن، آدم کُش، بَرده گیر، بَرده فروش و بچه بازی را به پیروانِ ساده لوحِ خود پیامبَرِ خدا معرفی نمود؟
پاسُخِ بهآالله به من و ملیونها دیگر از بهائیانِ ستمدیده چیست؟
«حضرتِ بهاءالله» فرمودند: "موری را مَیازارید وسَرِماری را مَکُبید"۰
بسیار شایسته و زیبا۰
ولی سعدی چهارسَده پیش از اوگُفت:"مَیازارموری که دانه کش است، که جان دارد وجانِ شیرین خوش است"۰ولی سعدی برای چنین نصیهتِ بسیار زیبائی نگُفته است که روزی سه باردَربرابرِ مَزارم نماز بُگزار۰
«حضرتِ بهاءالله» فَرمودند:"دُنیا باید زیرِیک پَرچم باشد ومَرزها پایمال شوند"۰
این هم ایدهِ بسیار خوبیست۰
ولی زَرتُشت نیزاین ایده را، بیش از۳۵۰۰سال پیش از بهاءالله بیان داشت ولی او پیروانِ خود را یارانِ خود می نامید نه «گوسفندانِ» خود۰
بهاءالله حتی لَقبِ «جمالِ مُبارک» برای خود بَرگُزید۰
من سالهاست که به این حقه بازیهای دین سازان پی بُردم و دینِ به اِرث بُرده را به فَرزندانِ بی گُناهم مُنتقِل نکردم۰ حال شما خوددانید
بسیاردیده شُده است که رَهبرانِ دیانتِ بهائی تلاش نمودند که بهائیت را از
الله نمیتواند خُدا باشد چگونه میتوان اللهِ دُروغین را از دیانت بهائی جُدا نمود؟
«لوحِ احمد» نوشتهِ بها الله است که درمَرگِ کودکِ خُردسالِ خود«احمد»
دَر آن لوح، پَس اززاری برای فرزندِ نازِنینِ خود، یکباره به فِکر صحرای کربلا
در همان لوح بها الله زاری میکند که دَندانِ مُبارک «محمد» را شکستند
۰
به نوشتهِ طبری، قبیلهِ«بنی قریضه» که کلیمی بودند حاضرنشُدند که مسلمان
بزودی نوبت به خودِ آنها خواهد رسیدنَسوخت ۰ برخی از آنها ۱۲ یا ۱۳ سال بیش نداشتند۰ ولی برای شِکستَنِ دَندانِ مُحَمَد اشکِ تِمساح ریخت۰
اگر بچه ها فُحشِ مذهبی میدادند و فرار میکردند، تا نفَس داشتم آن ها رادُنبال میکردم اگر گیرِشان می آوردم به قَصدِ کُشت کُتکِشان میزَدم ولی مُعلمهای مُتعصِبِ شیعه را که درسَرِ کِلاس از پْشت، بِدونِ هیچ دلیلی،به مَنِ ده دوازده ساله پَسِ گردنی میزده اَند را نمتوانِست کاری کرد۰
در آن سنین حاضِر بودم جانَم را برای مَذهبِ به اِرث بُرده ام فَدا کُنَم۰ ولی اکنون میبینَم که مَن آن پَس گَردنی ها را بی جِهت به
خاطِرِ دُروغ های بهاءالله خورده ام
حَضرتِ بهاءالله به پدربُزرگها و مادر بُزرگهایم که در زمانِ او می زیستند گُفته که:
اکنون با اشاره به دو آیه های بالا میدانیم؛ گواینکه محمد الله را خُدا میپِنداشته ولی موضوعِ جِبرائیل و وحی ساخته
کسی که به شُما دُروغ می گوید، دارَد به شُما توهین میکُند۰تَلویحن میگوید تو نمیفهمی و من میتوانَم سَرَت کُلاه بِگُزارَم وتو را پیروِ خود کُنم۰
دَر واقع،به مَن نیز که این دین را به اِرث بُرده ام توهین شُده و مَن آن را هَرگِز نَمیپَزیرَم۰۰
۰
مُحمد پِسَرِ مُصطفی؛ این آدَم کُشِ بَرده گیرِبَرده فروشِ بَچه باز را میتوان
بهآالله که بَر پایهِ حُقه بازیِ مُحمد خود را پیامبرِ دیرین مُعرفی نموده است
را میتوان دومین حُقه بازِآدمیان نام بُرد۰
.هِزارو چهارسَد سال بِما دروغ گُفتند. کمی دَراین باره فِکرکُنید
برای شِناختَنِ بِهترِ«مُحمدِ پیامبَر واِمامِ اولِ شیعیان،علی» اینجا کلیک کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=xHcHjdnA5-A&t=40s
https://www.youtube.com/watch?v=xHcHjdnA5-A&t=1290s
۰
